
غلامعلی حداد عادل نقل می کند:
ترور شخصیت، نه تنها برای او ناراحتی و اندوه به همراه نداشت که از این فرصت، برای انقطاع مطلق از دنیا، کمال استفاده را کرد و بسیار خالص و مخلص از دنیا رفت.
برچسبها: شهید بهشتی, سید محمدحسین بهشتی, شهدای هفت تیر, شهید بهشت و شایعات
بعد از تغییر موضع ایدئولوژریک سازمان مجاهدین خلق، مسعود رجوی رئیس سازمان جهت بیعت با شهبد بهشتی نزد ایشان آمد و به احتمال قریب به یقین قصد داشت که آیت الله را جایگزین «پدر طالقانی» کند، شهید بهشتی به رجوی گفت که اختلافات ما با شما اختلاف عمیقی است که از اعتقادات ما سرچشمه میگیرد.
شما هنوز اصول را نمیدانید و یک مبناهایی را به عنوان اسلام شناسی، اقتصاد اسلامی و به عنوان اقتصاد مارکسیستی با هم مخلوط کردید و این را مبنای ایدئولوژیک خود قرار دادید که ما اینها را قبول نداریم.

ایدئولوگهای سازمان، وقتی از همراه ساختن شهید بهشتی با خویش ناکام ماندند، وی را خطری بالقوه برای خویش نشخیص دادند و مبادرت به اجرای فاجعه هفتم تیر و به شهادت رساندن ایشان کردند.
*برگرفته از کتاب تاریخ شفاهی زندگی و مبارزات آیتالله شهید بهشتی
برچسبها: شهید بهشتی, سید محمدحسین بهشتی, شهدای هفت تیر, شهید بهشتی و منافقین
آیت الله العظمی خامنه ای، در بیانات 1380/04/07:

در رأس قضاء كشور، یك شخصیت فاضل، روشنفكر، آگاه، مدیر، باتدبیر و از عمق جان معتقد به احكام و قضای اسلام قرار داشت. این چیزی بود كه بسیاری از مخالفتها را علیه شهید بهشتی و قوّه قضاییّه در آن روز سازماندهی میكرد. امام فرمودند شهید بهشتی مظلوم بود. ما هم یادمان هست كه او چقدر مظلوم بود؛ اما این مظلومیت از سوی چه كسانی بر او تحمیل میشد؟ از جمله كسانی كه باید پاسخ مظلومیت این شهید عزیز را بدهند، اینهایی هستند كه حاضر نبودند قضای اسلامی را در جامعه ایران اسلامی تحمّل كنند. اینها مایل بودند كه قضاوت كشور، همچنان با الگوهای ناقص، نارسا، كاملاً كهنه شده و منسوخِ غربی ادامه پیدا كند؛ آن هم با همان فسادهایی كه قبل از انقلاب چنان در دستگاه قضاء رسوخ كرده بود كه شبیه آن را در كمتر جایی میشد پیدا كرد. این كه بنای قضای اسلامی به دست یك معمار توانا و شجاع و بااراده، آن هم درست بر پایههای اسلامی تشكیل و بنیانگذاری شود، برای آنها غیر قابل تحمّل بود. میخواستند مسؤولان قضای اسلامی را با هو و جنجال و تهمت زدن از میدان خارج كنند. كسانی كه آن زمانها را به یاد دارند، جزئیات را میدانند.
برچسبها: شهید بهشتی, سید محمدحسین بهشتی, شهدای هفت تیر, سیستم قضائی
بیانات آیت الله العظمی خامنه ای در تاریخ 1388/02/22:

بنا بود در همان سالهای اول، کارهای زیربنائی بزرگی انجام بگیرد. اولین گروه عمرانی از سوی شورای انقلاب- قبل از تشکیل جهاد سازندگی- به کردستان آمد. آن زمان مرحوم شهید بهشتی (رضوان اللَّه علیه) که رئیس شورای انقلاب بود، یک گروهی را برای عمران منطقه ی کردستان فرستاد؛ هنوز جهاد سازندگی هم تشکیل نشده بود. نظام میدانست که رژیم طاغوت با این استانهای دوردست و متفاوت از لحاظ زبان و لهجه و قومیت، چه کرده است؛ میخواست جبران کند؛ اما ضد انقلاب این فرصت را متأسفانه برای مدت چند سال از دست نظام جمهوری اسلامی گرفت. من اطلاع دارم و میدانم که بحمد اللَّه در این استان و در طول این سالها، خدمات بسیار زیاد و بسیار بزرگی انجام گرفته که آن روزها در مخیّلهی کسی خطور نمیکرد. در این استان و در طول این سالها، اینقدر کار عمرانی انجام گرفته است که یک فهرست طولانی را تشکیل میدهد: راهها، سدها، کار توزیع انرژی، کار توزیع آب، مخابرات و شاخصهای گوناگون توسعه. همین حالا در این استان حدود نوزده سد در حال احداث است. هرگز آن روزها کسی به ذهنش هم خطور نمیکرد که این کارها انجام بگیرد؛ این کارها شده است. اما در عین حال آنچه میتوانست بشود و آنچه که باید میشد، از این بسیار بیشتر است. بسیاری از کارها در این استان انجام نشده است که باید همت مسئولان متوجه این نقاط بشود.
برچسبها: شهید بهشتی, سید محمدحسین بهشتی, شهدای هفت تیر, کردستان

غلامعلی حداد عادل می گوید:
در شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی]، ایشان به عنوان دبیرکل، جلسات شورای مرکزی را اداره می کردند. گاه اتفاق می افتاد که نظر خود را دربارۀ موضوعی اظهار می کردند و پس از صحبتهای موافق و مخالف رأی گیری می شد و نظر مخالف ایشان رأی می آورد. من در اینگونه موارد در رفتار و طرز برخورد شهید بهشتی دقت می کردم و گواهی می دهم که هرگز ندیدم ایشان عکس العملی از خود نشان دهد و به مخالفان خود طعنه ای بزند یا در رأی گیری خدشه کند و بخواهد بحث را دوباره مطرح سازد و برای تصویب نظر خود کوشش مجددی بکند. در این قبیل موارد ایشان بسیار آرام و طبیعی عمل می کردند و از اصول و ضوابط کار دسته جمعی عدوم نمی کردند و با رفتار خود به ما درس می دادند.
برچسبها: شهید بهشتی, سید محمدحسین بهشتی, شهدای هفت تیر, اخلاق شهیدان
غلامعلی حداد عادل می گوید:
از نشانه های بصیرت در بهشتی، آینده نگری او بود. امروز برای ده سال دیگر برنامه ریزی و کار می کرد. چند سال پیش سفری به آلمان کردم و شبی میهمان امام جماعت و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ بودم. از او پرسیدم: «چه شد که شما سالها پس از شهید بهشتی، در این دوران حساس پیروزی انقلاب اسلامی، مسئولیت ادارۀ مرکز اسلامی هامبورگ را پیدا کرده اید و در واقع جانشین شهید بهشتی شده اید؟» میزبان من به تفصیل شرح داد که چگونه شهید بهشتی پس از مراجعت از اروپا به ایران در صدد تربیت عده ای برای تبلیغ اسلام در خارج از کشور برآمد و نهایتاً موفق شد یک طرح 5 ساله را برای سه نفر از روحانیون جوان اجرا کند. شهید بهشتی با تنظیم یک برنامۀ درسی، مرکب از علوم حوزه و دروسی مانند زبان خارجی و تاریخ و جغرافیا و علوم اجتماعی، دوره ای آموزشی را برنامه ریزی کرد و با نظارت خود به اجرا درآورد. پرسیدم: «زندگی شما در مدت تحصیل چگونه تأمین می شد؟» پاسخ داد: «شهید بهشتی با کمک افراد خیری که می دانستند پول را باید کجا خرج کرد، هزینۀ زندگی ما را نیز تأمین می کرد.» نتیجۀ آن آینده نگری و آن بینش و بصیرت این بود که می دیدم بعد از پانزده سال، یک نفر از همان روحانیون جوان، جانشین خود شهید بهشتی در همان مرکز اسلامی هامبورگ می شود، در حالی که معلم و مربی او، یعنی شهید بهشتی، سالهاست به دیدار خداوند شتافته است.
برچسبها: شهید بهشتی, سید محمدحسین بهشتی, شهدای هفت تیر, آینده نگری
امسال تلاقی جالبی بین هفته وحدت، و کریسمس پیش آمده است و به شکلی عید میلاد بنیانگذار دو دین بزرگ اسلام و مسیحیت که بیش از نیمی از عالم پیرو یکی از این دو دین هستند، در این سال، نزدیکی بیشتری یافته است.


به این وسیله، تولد این دو نور الهی و همچنین میلاد امام صادق رو تبریک می گم.
غلامعلی حدّاد عادل نقل می کند:
مدیریت و نظم، آشکارترین جلوه شخصیت شهید بهشتی بود و هر کس با ایشان سر و کار داشت، این جلوۀ آشکار را مشاهده می کرد. در تنظیم وقت برای کارها، از جمله برای ملاقاتهای خود با دیگران، بسیار دقیق و باانضباط بود. سر ساعت مقرر حاضر می شد و سر ساعت مقرر دیدار را ختم می کرد. او با مهربانی و قاطعیت، نظم را در کارهای خود، مراعات و اجرا می کرد.

غلامعلی حدّاد عادل نقل می کند:
از جمله خصوصیات اخلاقی شهید بهشتی، صبور بودن ایشان بود. میزان صبر و بردباری ایشان در کشاکش حوادث و جریانات بعد از پیروزی انقلاب، بهتر معلوم شد. روزهایی بود که ضدانقلاب در همه جا شایع می کرد که شهید بهشتی در کاخ زندگی می کند و پولهای ملت را به حساب شخصی خود در بانکهای خارجی ریخته است و همسرش یک خانم آلمانی است و این حرفها و تهمتها و بدتر از اینها. تحمل این حرفها برای کسانی که شهید بهشتی را از بیست سی سال پیش از آن می شناختند، دشوار بود. برای ما که بارها شهید بهشتی را در سالهای قبل از انقلاب در خانۀ ساده اش ملاقات کرده بودیم و بعد از انقلاب هم می دیدیم که هیچ فرقی نکرده و او از همه در همان اتاق پذیرایی کوچک خود که با موکت مفروش بود، پذیرایی می کند، این تهمتها که بر او وارد می کردند، سخت بود. باری ایشان در مقابل همۀ این تیرهای تهمت صبر می کردند و از کوره در نمی رفتند و متانت خود را از دست نمی دادند.
شهید بهشتی از لحاظ توجهی که به نماز اوّل وقت داشت، مشهور بود. در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، با آنکه گرفتاریها زیاد بود و بحثهای مهمی مطرح می شدند، به محض آنکه صدای اذان مغرب به گوش می رسید، آرام برمی خاست و جانماز حصیری سادۀ خود را از گوشه ای بر می داشت و قدری دورتر از دیگران به نماز می ایستاد و سریعاً به جلسه باز می گشت.


